جعفر شهرى باف
222
طهران قديم ( فارسى )
حد امكان جلو مىگذاشت و چون مردم بصدا درمىآمدند ديگرى كه بعد از او احداث بنا مىكرد به حكم اجبار صاحب خانه نخست مجبور بود ديوار خود را عقبتر بگذارد ، و طبق همين قرار ميدانگاهىها و سرتختها « 8 » و تكيهها و جلو خانها كه چون زمينى مفت و يا مجهول المالك و يا ضعيف صاحب بدست مىآمد آن را زور و فشار زورمندى پيشخوان و ميدانگاهى و يا ضميمهء خانه خود يا تخت و صفه و تكيه مينمود .
--> ( 8 ) . در هر محلى يكى دو نقطهء وسيع آن را بالا آورده تخت مىكردند و براى بازى ترنا ( * ) و تعزيه و جمع شدن و شعر خواندن و سخنورى اختصاص مىدادند . ( * ) . بازى پادشاه وزيرى كه يكى شاه و يكى وزير و يكى دزد و يكى عاشق شده ، شاه به هر يكشان حكمى كرده ، مثلا به دزد كه بتواند چيزى را در حضور جمع بربايد كه صاحبش يا ديگران ملتفت نشوند و به عاشق كه آواز بخواند و اگر نتوانند به وزير حكم تنبيهشان كند و وزير با لنگ لوله كرده چند كف دستيشان بزند و در اتمام كار دور از سر گرفته شده دزد بجاى پادشاه و پادشاه بجاى دزد نشسته او فرمان بدهد ، بازىاى پرمعنى سرگرمكننده كه روزها در حمام و شبهاى زمستان در قهوهخانهها اجرا ميگرديد .